تبلیغات
پاتوقسا - عكس|فیلم|موزیك|نرم افزار|موبایل|آموزش|پزشكی|اس ام اس|اخبار|ورزشی|سرگرمی|مدل|خانواده - اذیت و آزار پنج روزه زن جوان در كاخ خلافكاران My title
عضویت در سایت
عضویت در سایت
ارسال مطالب جدید و داغ روز هر شب به ایمیل شما
[برای عضویت اینجا کلیک کنید]
بهترین ها
كد
محصولات پر فروش سایت
پر بازدیدترین مطالب سایت


   
» اذیت و آزار پنج روزه زن جوان در كاخ خلافكاران

كشف دفترچه بیمه یك زن جوان از داخل یك خودروی «زانتیا» پای پلیس را به پرونده‌ای پیچیده و پر از جرم‌های گوناگون باز كرد! به گزارش خبرنگار تهران امروز، هشتم اسفند همین امسال، ماموران كلانتری 113 بازار به سه مردی كه سوار یك «زانتیا» بودند مشكوك شده و آن را متوقف می‌كنند. با جست‌وجوی خودرو، پلیس از داخل آن یك دفترچه بیمه و یك كیف زنانه پیدا می‌كند.

وقتی ماموران كلانتری از مركز در مورد زانتیا استعلام می‌كنند معلوم می‌شود كه سرقتی است و به این ترتیب سه سرنشین آن به بازداشتگاه منتقل می‌شوند.

پلیس به صاحب اصلی زانتیا خبر پیدا شدن ماشینش را می‌دهد و مرد بعد از اینكه ذوق می‌كند می‌گوید كه خودرویش 25 بهمن امسال سرقت شده و او هم همان موقع شكایتی را در دادسرای الهیه مطرح كرده است. به هر حال ماموران پایگاه یك آگاهی تهران موظف می‌شوند تا ته و توی ماجرا را در آورند و آنها هم در اولین قدم، زنی را كه صاحب دفترچه بیمه بوده پیدا می‌كنند.

زن 32 ساله كه معتاد به شیشه و كراك هم هست، به پلیس می‌گوید كه با شوهرش متاركه كرده و در كرج در خانه‌ای اجاره‌ای زندگی می‌كرده است اما چون بیكار بوده و خرج اعتیادش هم بالا بوده است از پس اجاره خانه بر نیامده تا اینكه یك شب صاحبخانه او را از خانه بیرون می‌كند، او هم كه چاره‌ای نداشته با موبایلش به «مهرداد» زنگ می‌زند: مهرداد، پسری بود كه مدتی بود با او آشنا شده بودم. می‌گفت دانشجوی سال آخر دانشگاهه و به من ابراز علاقه كرد. اون شب هم كه صاحبخانه اون‌طوری منو بیرون كرد چاره‌ای نداشتم جز اینكه به «مهرداد» زنگ بزنم و از او كمك بخوام. همین كار را هم كردم و بعد یك ساعت اون با یك پژو 405 كه از آژانس كرایه كرده بود سر رسید و منو سوار كرد. در راه فهمیدم كه اسم راننده پژو «حسن» است و انگار او و مهرداد با هم آشنا بودند.

یازده و نیم شب بود كه جلوی خانه‌ای در گیشا رسیدیم و تو رفتیم. اونجا، خونه بزرگ و وحشتناكی بود و من دلم هری پایین ریخت اما دلگرمی‌ام به مهرداد بود كه كنارم قدم می‌زد. پذیرایی را دود سیگار برداشته بود و 8-7 تا مرد دور یك میز نشسته بودند كه داشتند در مورد كارهای خلاف و سرقت مسلحانه صحبت می‌كردند. مهرداد مرا به آنها معرفی كرد اما آنها را به من معرفی نكرد. آنها به زور منو تو اون خونه لعنتی نگه داشتند و منو آزار و اذیت كردند. این كار تا 5 روز ادامه داشت كه بالاخره مهرداد دلش سوخت و با كمك یكی از همون‌ها منو از خونه فراری داد. من فهمیده بودم كه خونه مال یك پیرمرد ثروتمند است اما می‌ترسیدم شكایت كنم چون هم اعتیاد داشتم و هم می‌ترسیدم پای خودم هم گیر باشه ...»

پلیس آگاهی با شنیدن حرف‌های زن جوان، سراغ «حسن» یعنی همان راننده آژانس می‌رود و او را بازجویی می‌كند.«حسن» می‌گوید كه دوست مشترك صاحب زانتیا و سارقان آن بوده است: یه روز به صاحب زانتیا گفتم كه من می‌دونم ماشینت كجا پارك شده و اون هم 500 هزار تومان شیرینی به من داد كه بروم و آن را برایش بیاورم، ماشین دم در همون خونه گیشا بود كه پاتوق اون 8-7 نفر شده بود. منم پول را گرفتم و رفتم اما زانتیا را برایش نیاوردم!»

به گزارش خبرنگار تهران امروز، مردان داخل آن خانه جهنمی كه سابقه ارتكاب جرایمی چون سرقت و زورگیری نیز دارند دستگیر شده‌اند و پلیس در حال بازجویی از آنها برای روشن شدن نكات مبهم این پرونده است.


منبع:
http://iranforum.mihanblog.com

 

نویسنده: پاتوق سا لینک مطلب چهارشنبه 10 فروردین 1390 نظرات[] تعداد بازدیدهای این مطلب : بار
صفحات بعدی